پخش زنده
English آی‌فیلم2 عربي
7456
-
الف
+

فرهاد جم: پشت دوربین کتاب می‏‎نویسم

فرهاد جم در خصوص مجموعه تلویزیونی «همسران» با آی‎فیلم گفت‎وگو کرد.

خلوت شدن خیابان‎های شهر، دور همی خانواده‎ها و خستگی یک روز کاری را در جمع فامیل و دوستان به‎در کردن آن هم به بهانه پخش یک سریال تلویزیونی...

این توصیفات شاید برای مخاطبان امروز به‎خصوص جوانترها که با انواع و اقسام تکنولوژی‎های ارتباطی محاصره شده‎اند دور از ذهن باشد اما  نه! واقعیت دارد؛ نیازی هم نیست خیلی راه دور برویم... مگر از پخش «پدر سالار»، «خانه سبز»، «پهلوانان نمی میرند» و «شب دهم» و... چند سال گذشته؟ هنوز بازی‎های به یادماندنی و دیالوگ‎های خاطره ساز گوشه ذهن خیلی‎ها جا خوش کرده... هنوز هم مردم با یادآوری سریال‎های آن سال‎ها خاطره‎بازی می‎کنند...

از مدتی قبل شبکه آی‎فیلم پخش یکی از همان سریال‌های خاطره ساز را از سر گرفته، آن هم بعد از بیست و اندی سال که از تولید آن می‎گذرد. سریال «همسران» کار مشترک بیژن بیرنگ و زنده یاد مسعود رسام... نو شدن خاطره‎ها و بازی‎های خوب عوامل، ما را بر آن داشت که سراغی از جوان اول سریال «همسران» بگیریم.

فرهاد جم هنرمند محجوب که خیلی زود به اوج شهرت و محبوبیت رسید اما ترجیح داد با کم کاری و پرداختن به سایر دل‎مشغولی‎هایش فصل‎های جدیدی در زندگیش باز کند.

شاید کمتر کسی اولین حضور تصویری فرهاد جم را به خاطر داشته باشد؛ بازی در فیلم «پری» به کارگردانی داریوش مهرجویی... اما حضور در سریال «همسران» باعث دیده شدن و شهرت شما شد. طبیعتا تصور خیلی از علاقمندان شما این بود که فرهاد جم در این مسیر بیشتر دیده شود و در آثار تصویری فراوانی حضور داشته باشد ولی این اتفاق نیفتاد و شما بسیار کم‎کار شدید، بعد از این حضور موفق  چه اتفاقی رخ داد که مسیر کم‎کاری را در پیش گرفتید؟

از سوال خیلی خوبی شروع کردید. حضور من در سریال «همسران» یک اتفاق مهم و بی‎نظیر بود. تقریبا از حدود سال 73 تا حوالی سال 76 بی‎وقفه در حال کار بودم و حتی وقت فکر کردن به چیز دیگری نداشتم. ابتدا سریال «همسران» بعد اجرای مسابقه «راز سیب» و بعد هم مجموعه «دزدان مادربزرگ»؛ اما بعد از تجربه این ترافیک کاری احساس کردم حضور در پشت دوربین برایم خوشایندتر است و احساس آرامش بیشتری دارم. از آنجایی که به کارگردانی و تدوین بسیار علاقمند بودم تلاش کردم تا در این زمینه تجربیات بیشتری داشته باشم. طبیعتاً در آن ایام پیشنهادهای تصویری زیادی هم داشتم که رد می‎کردم و نمی پذیرفتم. من کارگردانی را به مراتب بیشتر از بازیگری دوست داشتم و عمده انرژی‎ام را صرف تدوین و کارگردانی کردم و چندین  فیلم کوتاه و نیمه بلند هم ماحصل تلاش من در این زمینه است. در سال‎های 81 تا 88 چند تجربه بازیگری هم داشتم که به نظرم انتخاب‎های خوبی نبود و نتیجه راضی کننده‎ای نداشت و دیده هم نشد. در پاسخ به سوال شما باید صادقانه اعتراف کنم که بخشی از کناره گیری من از دنیای بازیگری خواست خودم بود و بخشی هم مربوط به انتخاب‎های اشتباه بعدی بود. همه چیز دست به دست هم داد تا مسیر تازه‎ای انتخاب کنم.

کسب شهرت رویای خیلی هاست، فرهاد جم خیلی زود هم شهرت و هم محبوبیت را توامان به‎دست آورد اما خیلی زود ستاره اقبالش کم فروغ شد... خود شما نگران نشدید که فاصله گرفتن از دنیای بازیگری و کم‎کاری در عرصه تصویر باعث کم‎رنگ شدن شهرت شما شود و بازخوردهای کمتری از مخاطب خود دریافت کنید؟

اگر بخواهم از ته دل و صادقانه به این سوال جواب دهم باید بگویم من در دوره بازی در سریال «همسران» و تا حوالی سال 80 آنقدر از داشتن شهرت ارضا شده بودم که گه‎گاه دلم برای خلوتم تنگ می‎شد. مثلا برای حضور راحت در محافل عمومی...

شهرت و محبوبیت آن سال‎ها بعضی اوقات برایم دردسر ساز هم بود؛ اما همان سال‎ها من بیشتر از تصور خودم از شهرت و علاقه مردم لذت بردم و واقعا بعد از آن نگرانی نداشتم. ولی حالا که فکر می‎کنم می‎‌بینم این دوری تصمیم خودم بود و کسی مقصر نیست، شاید آن روزها می‎‏توانستم تصمیم دیگری بگیرم؛ شاید می‎توانستم جایگاه بهتری داشته باشم اما مهم این است که از مسیری که در گذشته انتخاب کردم ناراحت نیستم. احتمالا اگر به عقب بر می‎گشتم همین مسیر را انتخاب می‎کردم، شاید هم مسیر دیگری را، نمی‎دانم!

حالا و با گذشت این همه سال مخاطب با کدام فرهاد جم مواجه است؟ یک عاشق بازیگری یا مردی که هنوز به دنبال تجربه‎های جدید در پشت صحنه و کارگردانی است؟

(با خنده) هیچ کدام! میان دو گزینه شما گزینه سومی هم هست به نام نوشتن... در حال حاضر دغدغه اصلی من به صورت جدی نوشتن است. سال‎ها قبل جسته و گریخته می‎نوشتم اما برایم جدی نبود، اما این روزها مهمترین دغدغه من نوشتن و چاپ مجموعه‎هایم هست. البته اگر پیشنهاد خوبی داشته باشم کماکان علاقمند به بازیگری هستم. دنیای پشت دوربین و فیلمسازی هنوز مثل روزهای اول برایم جذاب است و دوست دارم در شرایط خوب فیلم بسازم، ولی این روزها و در انتهای فصل زیبای پاییز تمام تلاشم را می‎کنم که نوشته‎هایم چاپ شود.

و اگر بخواهیم  در مورد نوشته‎های شما بیشتر بدانیم...

در کش و قوس چاپ مجموعه داستانم هستم. مجموعه‎ای که حدود 17 داستان کوتاه دارد و خودم این داستان‎ها را بسیار دوست دارم و امیدوارم بهمن‎ماه که ماه محبوب من است، بالاخره منتشر شود. بعد از چاپ این مجموعه، رُمانی هم در نوبت چاپ دارم که البته در حال بازنویسی و ویرایش آن هستم و به دلیل وسواس‎های زیادم احتمالاً سال آینده منتشر خواهد شد. 

خواستگاه شما و تحصیلات‌تان تئاتر است؛ بعد  از مدت‎ها دوری امسال  در نمایش «یرما» بازی کردید. هیچ وقت برای حضور پُررنگ‎تر در تئاتر وسوسه نشدید؟

قبل از حضور در دنیای تصویر کار تئاتر می‎کردم و اساساً انتخاب من برای حضور در فیلم «پری» و سریال «همسران» از صحنه تئاتر شکل گرفت. زمانی که من در نمایش «باغ آلبالو» و «ادیپوس» به کارگردانی رکن‎الدین خسروی بازی می‎کردم، دیده شدم و برای بازی در مجموعه «همسران» و فیلم آقای مهرجویی انتخاب شدم. کار تئاتر این روزها دشواری‎های خاص خود را دارد. اتفاقاً من ابتدای سال 94 نمایشنامه‎ای نوشتم که به زعم خودم کار خوبی بود؛ قرار تمرینات هم گذاشته شد اما انقدر پروسه گرفتن سالن نمایش عجیب و پیچیده بود که عطای اجرای نمایش را به لقایش بخشیدم. من به تئاتر فکر می‎کردم اما شرایط مهیا نبود. وقتی نمایش «یرما» پیشنهاد شد با جان و دل پذیرفتم و با وجود اینکه دیر به این گروه پیوستم اما خود را به اجرا رساندم. هرچند این اجرا هم مشکل کم نداشت، از ساعت بد اجرا تا  درگیری با گروه دیگری که در آن سالن اجرا داشت و...

وقتی بعد از سال‎ها دوری به صحنه تئاتر بازگشتید چه حسی داشتید؟

قبول دارم به دلیل کارهای تصویری و زندگی شخصی از تئاتر دور شدم اما تئاتر هنوز  برای من جذابیت دارد. روزهای اجرای «یرما» حال خوشی داشتم و با دیدن تماشاچی احساس خوشایندی به من دست می‎داد. ذهنم پرواز می‎کرد به همان روزهای جوانی و خاطراتم از اجراهای تئاتر در کنار اساتیدم؛ در مجموع حضور در این نمایش حالم را خوب کرد.

این شب‎ها سریال «همسران» در حال پخش از شبکه آی‎فیلم است. شما در این مجموعه در کنار بازیگران پیشکسوت و مطرحی بازی کردید. بزرگانی که این روزها جایشان کنار ما خالی است. هنرمندانی مثل مرحوم جعفر بزرگی، حمیده خیرآبادی و... چه‎قدر اهل مرور خاطرت گذشته هستید؟ اصلاً چه‎قدر با آن روزها خاطره بازی می‎کنید؟

خیلی، خیلی زیاد... یاد آن روزهای خوش به خیر. شاید جالب باشد که  بدانید بازیگران زیادی که این روزها اسم و رسمی هم دارند کارشان را با حضور در این مجموعه شروع کردند؛ مثل امین حیایی که خاطرم هست در یک قسمت از این سریال کار کرد. الان که فکر می‎کنم می‎بینم چه‎قدر خوش شانس بودم... جوان 26 یا 27 ساله‎ای که به یکباره دوستی زنگ می‎زند و او را دعوت می‎کند تا به دفتر مسعود رسام برود. روحش شاد و یادش به‎ خیر. من در همان جلسه اول برای این پروژه دعوت به کار شدم و حدود 18 ماه در کنار بزرگان عرصه هنر مثل فردوس کاویانی عزیز، شهلا ریاحی، زنده‎یاد فاطمه طاهری، مهرانه مهین ترابی و... زندگی و بازی کردم. خاطرم هست شب‎های چهارشنبه که این مجموعه پخش می‎شد واقعا خیابان‎ها خلوت می‎شد و خیلی‎ها این سریال را می‎‌دیدند. چه حیف که در این سال‌ها کاری ساخته نشده که با این حجم از استقبال مواجه شود.

با وجود همه این خاطرات خوش از حال و احوال همکاران خود در مجموعه «همسران» خبر دارید؟

نه متاسفانه! البته جویای احوال دوستان هستم اما مدت‎هاست که ملاقاتشان نکرده‌ام. امیدوارم آنها که هستند در صحت و سلامت باشند و آنها که جایشان در کنار ما خالی است، روحشان در آرامش باشد.

*مصاحبه‌کننده: غزل نهانی برای وبسایت آی‌فیلم (دی 1395)

 

نظر شما
ارسال نظر
مائده

منم موافقم انتخاب اشتباه آقای جم در چند سریال باعث شد ایشان کمتر دیده شوند. برایشان آرزوی موفقیت دارم

راحله

چه کار خوبی. سریال همسران را خیلی دوست داشتم و خیلی دلم می خواست از وضع حال بازیگرانش بدونم.ممنون